محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

771

مخزن الأدوية ( ط . ج )

پلنگ برنياورده كه آن سفيد است و در سرگين آن گاهى بعضى مهره‌ها يافت مىشود و بعضى گفته‌اند در شيردان آن و بعضى گفته‌اند در فرج و رحم آن و بعضى گفته‌اند در ذنب آن تكون مىيابد و صاحب الاختيارات بديعى نوشته تحقيق آنست كه در ذنب آن به هم مىرسد و باقى خلاف است و آن را حجر النمر و به فارسى نروك پلنگ نامند و دستور اخذ آن چنان است كه چون قبل آن را احساس نمايند و در فم رحم آن چيزى مانند آب دريا بند بايد كه پوست رحم آن را ببرند و در جو اندازند و مدّتى نگاه دارند آن آب مانند انفحه منعقد گردد و نروك حقيقى عبارت از اين است و طرقيون مصنوع آن را به انواع مىسازند بعضى مانند جو و بعضى مانند گندم باريك طولانى و اين صحيح نيست . صحيح همان است كه ذكر يافت . افعال و خواص آن : چون دو شعيره تا يك طسوج آن را زن بخورد و يا فرزجه سازد و يا ذرور و يا تعليق نمايد هرگز آبستن نگردد و چون مرد تعليق نمايد مباشرت نكند و اگر نمايد با هر زن كه مقاربت نمايد حامله نگردد و ذرور و تعليق آن جهت دفع خنازير و ريح الشوكه مجرب دانسته‌اند و طلاى آن جهت رفع ناصور مجرب . مقدار شربت آن : يك طسوج و زياده از آن موجب لاغرى با افراط است و در دست داشتن آن باعث سرعت ولادت و گفته‌اند چون بر ناصور بندند حجم آن زياده گردد و ناصور كمتر و كوچكتر شود و تجديد آن باعث رفع ناصور است . فصل النون مع السين المهمله نسر به فتح نون و سكون سين و راى مهملتين لغت عربى است و به فارسى كركس و به تركى فخر و به هندى كد نامند . ماهيت آن : از جمله سباع طيور و بزرگ جثه و در رنگ قريب به عقاب و مايل به سرخى و منقار و ساق آن دراز و پر آن مانند نى است و گويند در يك روز زياده از دو هزار فرسنگ به پرواز قطع مىنمايد به دليل آنكه بچه آن را زعفران آلوده در آشيان آن مىگذارند هنگامى كه او نباشد و چون او آمده بچه خود را زرد مشاهده مىنمايد به گمان آنكه يرقان كرده در يك روز سنگ يرقان را از سرانديب آورده در آشيان خود مىگذارند براى رفع يرقان آن . بعضى بلاد ايران و روم و ترك و غيره مسافت آن تا سرانديب در رفتن و مراجعت از دو هزار فرسنگ زياده است زيرا كه آن سنگ به غير از سرانديب جاى ديگر يافت نمىشود و در هنگام پرواز بسيار اوج مىگيرد و از مغرب تا مشرق در يك روز سير مىنمايد و باز مراجعت مىكند و به سبب حرارت مزاج در وقت خواب يك چشم را نمىپوشاند و تا هزار سال عمر مىكند و در سالى زياده بر يك تخم و يك بچه نمىآورد و قوّت شامه و باصره بسيار قوى دارد به حدى كه از مسافت بعيده در مكانى كه حيوان مرده باشد در حين پرواز و يا غير آن آن را ديده و يا بوى آن را شنيده خود را به آن مىرساند . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : محلل رياح غليظه و مفتح سدد . * اعضاء الرأس * خوردن گوشت آن رافع تشنج و اكتحال خون و زهره آن به آب هفت مرتبه و طلاى آن بر اطراف چشم قالع بياض و رافع نزول آب و ظلمت بصر و جرب چشم و سعوط دماغ و زهره آن هر يك به قدر نيم دانگ و به وزن آن قطران و روغن زيتون رافع جذام و جنون و از مجربات شمرده‌اند و قطور پيه گداخته آن نيم گرم مكرر در گوش جهت كرى قديم . * اعضاء الصدر و الغذاء و النفض * آشاميدن پيه آن جهت سرفه و گوشت آن محلل رياح غليظه و قولنج امعاى دقاق مسمى به ايلاوس و مفتح سدد و مفتت حصات و قاطع بلغم . المضار : ردى الغذا و غليظ ، مصلح آن دارچينى و سركه و طلاى بيضه آن در سه روز مقوى قضيب . * الجروح و القروح و البثور و الزينه * طلاى خاكستر موى آن رافع جرب و حكه و قروح و طلاى سرگين آن جالى كلف است و رافع ورم گلو كه در بنگاله كهيكه مىشود . نسرين به فتح نون و سكون سين و كسر راى مهمله و ياى مثناة تحتانيه و نون به عربى ورد صينى و به فارسى گل مشكين و در بعضى بلاد گل عنبرين و در اصفهان مشكين چه و به هندى سيوتى نامند . ماهيت آن : گلى است سفيد و بعضى اوراق آن مايل به زردى و مضاعف شبيه به گل سرخ و از آن كوچكتر و خوشبو و درخت آن از حمل تا اسد و در بعضى بلاد مانند بنگاله و غير آن از اقليم دويّم تمام سال گل مىدهد و ليكن در ايام بهار و تابستان بيشتر و موسم‌هاى ديگر كمتر و عرق آن از گلاب بسيار كم بوتر جهت آنكه چون بسيار لطيف است بوى آن در حين عرق كشيدن به تحليل مىرود و ضعيف مىگردد و از آن نيز عطر برمىآيد . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك در اول و شيخ الرئيس در دويّم و بعضى در سيّم گفته‌اند . افعال و خواص آن : ملطف و مفتح و محلل و منقى و مانند ياسمين و نرگس است در قوّت و ضعف . * اعضاء الرأس * بوييدن آن مقوى دل و دماغ و حواس و مسخن دماغ و رافع سردى اعصاب و نزلات و زكام و ساييده آن در لخالخ باعث خوشبويى آنها و معطش و مفتح سده دماغى و منخرين و محلل رياح و رطوبات آن